خرید بک لینک
شنيديد كه براي به هدف رسيدن ميگن بايد 7خان پشت سربگذاري ... هرچند كه ناخواسته وارد خان اول شدم وتا تهش رفته وبرگشتم .

هفته قبل يكي از دوستان اومد واسه ثبت نام كار گروهي

وااااااااااااااااااااااااااااااااي چقدر زود گذشت سال 90 كجا وسال 95 كجاااااااااااااااااااااااااااا

خدايا انگار همين ديروز بود باورش سخته ولي تو اين مدت هيچي فرق نكرده فقط من كمي تكيده تر شدم نه اينكه خودم بگم همه بهم گفتن راست ميگن عكس اون سال با امسال مقايسه كردم انگار ده سال بيشتر عمر كردم بگذريم هركي كه از اول خونده باشه داستان وميدونه ولي براي مرور خاطرات مينويسم.

اصرار يكي از اقوام رفتم براي ثبت نام دقيقه نود،از شنبه صبح تا 2 عصر (تا دوهفته كلاس اموزشي) هفته اول گذشت ولي نميدونستم كه هفته دوم قصه زندگي من عوض خواهد شد.بالاخره هفته دوم اومد وبا جرياناتي كه قبلا براتون نوشته بودم كار عملي خيلي سخت بود ولي همينكه اون بود سختي كار از تنم بيرون ميرفت.

به من خيلي خوش گذشت وقتي كار روزانه تموم ميشد وقرار بود كه بريم خونه انگار كه دلم سياه شده باشه اخه چجوري اين چند ساعت وتاصبح دوريشوتحمل كنم خلاصه دوهفته با يك ماه كار تمام شد ومن بعد از اون هرروز چند بار پاي كامپيوتر عكساشونگاه ميكردم واشك يعني فكر ميكردم ديگه تمومه چون قرار برهمكاري دوباره نبود (خيلي برام ودوستم كه منو ميشناخت اين حس عجيب نسبت به كسي كه نميشناختمش ناشناخته بود هرچند دوستم در خان هفتم متوجه داستان شد). اولين تجربه بود

شايد باورتون نشه من باهمه جنس مخالف سنگين بودم اما اين برام شده بود همه دنيام

شايدم من خيلي احساساتي هستم كه دارم اين حرفا رومينويسم

بقول خودش بعضيا كه ميخونن تجديد خاطره ميشه

ادامه دارد...

این غنچه های کوچک وبزرگ همانند ظهور تاولین جوانه های عشق در وجود منه

برچسب: خان اول رستم,خان اول شاهنامه,خوان اول رستم شاهنامه,خان اول,خوان اول رستم در شاهنامه,خان اول رستم چه بود,اولین خان بختیاری,اوليفر خان,اولدوز خان,داستان خوان اول رستم, نویسنده: کیانوش مقدم تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 1:22

صفحه بندی