بقول خودش که میگه میخواستم تماس بگیرم ولی جور نمیشد شامل حال منم می شد،روزها میخواستم مطلبی که خوشایند دلم باشه را بزارم ولی جور نمیشد.خلاصه امروز طلسم تماس شکسته شد البته خیلی دل دل کردم تا اینکه گوشی را برداشته وشمارشو گرفتم (تو که دل نداری واسه چی دل به دریا میزنی) واسه خودم که نمیگم واسه خودش یدفعه خونه باشه وبراش دردسر بشه
...
تقدیم به تو 
صدایت در وجودم کرد بیداد
چرا بنیانم از حال گشت ویران
نمیدانم نمیفهمم چه ها گفت
فقط سازش برایم کرد اشکار
نهان شد در دلم حرف نگفته
نهان چون گشت ویران شد درونم
درونم شد پرازآشوب پراز دود
چه ها کردی تو بامن بامنه مجنون تر ازخود
منم هشیار تر دربین مردم
چه کس باورکند حال مرا...
باورت میشه توهمین چند دقیقه این شعروگفتم
برچسب:
نویسنده: کیانوش مقدم