دیروز عصر دوستم که خیلی هم باهم جیک وپیک داریم اومد خونه ،اون از عشقش برام تعریف میکرد واتفاقاتی که براش افتاده دست خودم نبود کشیده شدم به چند سال قبل بش گفتم باید پاش وایسی اگرنه نابود میشی میفهمی نابود درسته کسی از ظاهرت هیچی نمیفهمه اماخودت که داری ذره ذره اب میشی ،به خودش گفتم انشاالله که بهم برسید من فقط غبطه میخورم ومیگم خوشا به حالت فقط همین.
نباید خودم را درگذشته غرق کنم به قول خودش خوب که میگذره اما گذشته انگار چسبیده به آینده نامعلوم ...
دستم خالیست از بودنِ تو؛
اما دلم، تا دلت بخواهد؛
از تو، پُر است ...!

برچسب: غروب دلگیر,غروب دلگیر دریا,غروب دلگیر جمعه,غروب دلگیر جدایی,غروب دلگیر جمعه ها,غروب دلگیر پاییز,غروب دلگیر پنج شنبه,غروب دلگیر من,غروب دلگیر شلمچه,دلگیری غروب جمعه,
نویسنده: کیانوش مقدم
تاريخ: شنبه
10 مهر
1395 ساعت: 1:22