
روزها کلافه میشوم چقدر کاروچقدر خستگی روزانه به روی شانه هایم فشار می آورد هجوم فکرهای آشفته ،پدر کلمه ناب زندگی کسی که جوانی اش را به پای جوانه زدنم ریخت،هرکسی قصه زندگی جداگانه ای برای خود دارند منم همینجور... اکنون که همگیمان از کنارش به سمت وسویی رفته ایم و اکنون میبایست راحت به زندگی روزمره شان...
ادامه مطلب
سلام ،حلول ماه مبارک رمضان به همه تبریک میگم (التماس دعای فراوووووووووووووووووووون) وقتی اسم خان هفتم به میون میاد یه جورایی بنظر میرسه که همه چی حله ولی برای من کاملا برعکس بود. خرداد هم برایم غم دارد وهم شادی غمش برای از دست دادن توست اما شادیش برای متولد شدن دخترم . فروردین شیرین ترین ماه برایم ب...
ادامه مطلب
شب 21 شب تلخی بود تو حال وهوای خودم بودم وبدلایلی توخونه خیلی شب تلخی بود ولی گذشت در همین حین که داشتم دعای جوشن میخوندم یه دفعه صدای هشدار پیام به گوشم خورد گوشیم برداشتم دیدم که وااااااااااااااااااای خدای من ... خوشحالم کردی خیلی زیاد کمی آروم گرفتم. هرچند میدونی باز برای شفای بابام دعا کن . بابت...
ادامه مطلب
نمیتونم ادامه را بنویسم زمانی می ایم که قادر باشم برای خودم ودلم بنویسم ادامه خانها موکول به وقت مناسب میشود....
ادامه مطلب
شنيديد كه براي به هدف رسيدن ميگن بايد 7خان پشت سربگذاري ... هرچند كه ناخواسته وارد خان اول شدم وتا تهش رفته وبرگشتم . هفته قبل يكي از دوستان اومد واسه ثبت نام كار گروهي وااااااااااااااااااااااااااااااااي چقدر زود گذشت سال 90 كجا وسال 95 كجاااااااااااااااااااااااااااا خدايا انگار همين ديروز بود باورش سخته ولي تو اين مدت هيچي فرق نكرده فقط من كمي تكيده تر شدم نه اينكه خودم بگم همه بهم گفتن راست ميگن عكس اون سال با امسال مقايسه كردم انگار ده سال بيشتر عمر كردم بگذريم هركي كه از اول خونده باشه داستان وميدونه ولي براي مرور خاطرات مينويسم. اصرار يكي از اقوا...
ادامه مطلب