
سلام سلام سلاااااااااااااااااااااااااااااااااام کلی انرژی داشتم وبادیدنش 100% انرژیم زییییییییییییییییییییاد شد خدایا شکرت خدایا شکرت اینم قانونی که بهم ثابت شد بهش فکر کنی یه جورایی به دستش میاری پ چ...
ادامه مطلب
روزها کلافه میشوم چقدر کاروچقدر خستگی روزانه به روی شانه هایم فشار می آورد هجوم فکرهای آشفته ،پدر کلمه ناب زندگی کسی که جوانی اش را به پای جوانه زدنم ریخت،هرکسی قصه زندگی جداگانه ای برای خود دارند منم همینجور... اکنون که همگیمان از کنارش به سمت وسویی رفته ایم و اکنون میبایست راحت به زندگی روزمره شان...
ادامه مطلب
چندوقتی بود که میخواستم مطلبی بزارم ولی بهونه ای وجود نداشت تاینکه امروز بوجود آمد. بقول خودش که میگه میخواستم تماس بگیرم ولی جور نمیشد شامل حال منم می شد،روزها میخواستم مطلبی که خوشایند دلم باشه را بزارم ولی جور نمیشد.خلاصه امروز طلسم تماس شکسته شد البته خیلی دل دل کردم تا اینکه گوشی را برداشته وشم...
ادامه مطلب
تواین چند روز خوابهایی میدیدم که شما حضور داشتید.دستم به نوشتن نمیرفت.خیلی دلم میخواست بنویسم ولی نمیتونسم. دیروز بعداز کارم داشتم مثله روال هرروزه میرفتم دنبال دخترم. توحال خودم بودم که از چند متری دم دمای تاریکی هواهم بود دونفرداشتند زمینی را متر میکردند ازدور یهو حسی بهم گفت خودش تازه قشنگم مشخص نبود حسم درست بود تا دوقدمیش که رسیدم سلام کردم ....م خوشحالم که دیدمت وقتی از کنارت گذشتم بغص سنگینی همراهم بود .خدایا کمکم کن ..خیلی دلم تنگ شده بود وقتی دیدمت جان تازه ای گرفتم....
ادامه مطلب